خواب پارمیدا رو دیدم :)))
نمیدونم چرا ولی دیدم دیگه .
و الان انگیزم چند برابر شد برای تلاش بیشتر :))
خوابم ۲ تیکه بود:
اولیش داشت سوار هواپیما میشد که بره باکو و از اونجا بره فرانسه .
دومیشم که تو اتاق من بودیم و همو میشناختیم اصلا و با هم دوست بودیم :)))
خواب خوبی بود .
برچسب:
نویسنده: یونا فلاح